السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )
680
عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )
ايجاد فساد و انحراف در عقايد و افكار آنان ، به كشورهاى اسلامى سفر كرد . و چون رافضىها را دركفر و گمراهى از تمام گروههاى ديگر عميقتر و به پيروى نمودن از هوى و هوس آنان را مايلتر ديد ، لذا عقيدهء سبئيه را به آنان آموخت . و به وسيلهء آنان ، اين عقيده را رواج داد و در ميان مسلمانان شايع نمود » . بغدادى در شرح حال مختار مىگويد : « سبئيه كه گروهى از غاليان رافضىها مىباشند ، مختار را گول زدند و گفتند تو حجّت اين زمان هستى . و با اين سخنان فريبنده ، او را وادار كردند كه ادّعاى نبوّت كند . او نيز در ميان خواص اصحابش خود را پيامبر ( ص ) معرّفى نمود » . بغدادى در شرح كلمهء « ناووسيه » مىگويد : « و گروهى از سبئيه به گروه ناووسيه پيوستند و همهء آنها چنين اعتقاد داشتند كه « جعفر » - منظورش امام صادق ( ع ) است - به جميع علوم و فنون دينى اعم از شرعيات و عقليات آشنا و عالم است . . . » . اين بود بافتههاى بغدادى كه در بارهء گروه سبئيه دركتاب « الفرق » آورده ، آراء و نظرياتى كه در بارهء اين گروه در خواب ديده است و عقايدى كه براى آنان تراشيده ، آن گاه براى بار كردن اين عقايد و آراء باطل و بىاساس به گردن اين گروه خيالى و ساختگى ، داد سخن داده و در ردّ عقايد خرافى اين گروه افسانهاى ، به بحث و گفتگو پرداخته و شرح مبسوطى نگاشته است . در واقع وضع بغدادى در اين مورد ، شبيه كسى است كه در ميان تاريكى شبحى را تخيّل كند ، آن گاه شمشير بكشد كه بايد او را بكشم و قطعه قطعهاش نمايم . پس او عبد القاهر بغدادى ، ابو المظفر اسفرائينى ( درگذشتهء 471 ه - ) آمده و آنچه را كه بغدادى در معرّفى گروه سبئىها آورده بود ، دركتاب خود « التبصير » به اختصار نقل نموده است . باز همين گفتار بغدادى را با ايجاز و اختصار ، سيّد شريف جرجانى ( درگذشتهء 816 ه - ) در كتاب خود « التعريفات » آورده است . و عين گفتار بغدادى را بدون كوچكترين تغييرى در الفاظ ، فريد وجدى ( درگذشتهء 1373 ه - ) نيز در دائرالمعارف خود در لغت عبد الله بن سبأ آورده است .